آخرين روز بارداري
-
تاریخ: 1396/10/23 ساعت: 0:01
امروز آخرين روزيه كه دختر عزيزمو توي دلم دارم فردا صبح كه بشه ساعت ٦ ميرم بيمارستان چمرانتا ساعت ٧:٣٠ دكتر ذرات بياد بالاي سرم منو سزارين كنه.ديشب شب چله بود .خوب بود.امروزم كه اخرين روزه كلي هيجان دارماميدوارم فردا همه چيز عالي باشه و مشكلي پيش نياد.توكلم به خداست.خودش همه چيزو درست ميكنه.روزاي خوش...
دومین بارداری هورااااااااااا بچه دختره
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 1:24
امروز بعد از 4 ماه تصمیم گرفتم دوباره خاطرات دوران بارداریم رو بنیوسم. خوشحالم که دوباره باردارم بچه دختره و تو پوست خودم نمیگنجم.سلام به یادداشتهای روزانه من خیلی وقت بود کیک و آشبزی هامو به نمایش نزاشتم و دلم برای نوتن حسابی تنگ شده بود. 4 ماه و 2
خاطرات بارداری سال 96
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 1:24
امروز از تابستون 96 که باردار بورم دخترمو و روزای خوشش میگم.اول از اسفند ماه شروع شد من تصمیم گرفتم که دوباره بچه دار شم و خانواده کوچیکمونو بزرگتر کنم.خوشحال بودم انگار روی بارا بودم وقتی که وحید گفت باشه بچه دار شیم.خلاصه اسفند ماه نشد اما فروردین
خاطرات بارداری مهر 96
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 1:24
امروز میخوام یکم با دخختر نازم حرف بزنم همونی که روز و شب بهش فک میکنم و ثانیه هارو میشمارم تا روز دیدنش برسه .اینم عکس اولی که تو دلم ازت گرفتم. این روزا حدود 6 ماه و چند روزمه .دلم میخواد زود تر به دنیا بیای البته نه اینک سلامتی تو برام ممهم نباشه
سیمونی فرزند دوم.وسایل مورد نیاز نوزاد دختر
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 1:24
تو این چند ماهه تمام تلاشمو کردم هرجا جنس خوشگل و شیک دیدم برای دخملم بخرم و لیست وسایل مورد نیاز نوزاد رو تکمیل کنم. لباس که حتی تا یه سال و نیم هم خریدم اما ست نوزادی فقط تا 0 تا 3 خریدم ذلم میخواد مثل سیسمونی آروین نباشه خودمم به مرور زمان برم باز
مهد کودک پسرم
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 1:24
میخواستم به یادگار چنتا عکس از روزای اول مهد کودک رفتن پسرم بزارم که بعد ها خاطره میشه. این عکس اول مهر 96 زمانی که اقا اروین 2 ماه بود که مهد میرفت . این شیطون همیشه ک ه مهد میرفت اصلا گریه نمیکرد اون روز که دوربین و فیلم و غیره بود و جایزه زد زیر گ
هر روز نعمتی است از سوی خداوند بزرگ پس بیایید آن را شکر گزاریم.
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 12:47
به مدت 1 سال در موسسه زبان کیش تدریس زبان کردم و خاطرات تلخ و شیرینی ازون روزها در ذهن دارم. اما حدود 4 ماه پیش به خاطر مشکلات خانوادگی یا به طور دقیق بگم کنترل زندگی تربیت پسر کوچکم و رسیدگی به خانه از دستم خارج شده بود.واقعا تدریس یه شغل پر کار و زحمت هست همینجا دسست معلمهای زحمت کش خودم رو میبوسم
کاپ کیک شکلاتی
-
تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 15:13
امروز میخوام طرز تهیه کاپ کیک شکلاتی رو بگم که خیلی خوش مزه و خوشگل از آب در میاد. این کاپ کیک ها در اندازه کوچک هستند و به تعداد بالا.من مواد لازم برای این کیک شکلاتی رو به میزان دو برابر کردم و تعداد 52 عدد کاپ کیک شکلاتی کوچک درست کردم.که خیلی پر برکت بود و روی اون رو با کرم نسکافه ای تزیین کردم ...
طرز تهیه کیک پنیر یا چیز کیک
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:59
امروز تصمیم گرفتم بر اساس یک رسپی خیلی مطمعن چیز کیکی بپزم از نوع گرم. قبلا چیز کیک سرد درست کرده بودم اما مزه اون مثل چیز کیک های قنادی های معروف خشمزه و اصیل نیست و بیشتر مناسب پزیرایی از مهمان به تعداد بالا هست. فروردین که تولد دو سالگی پسرم رو جشن گرفتیم نوع سردش رو برای تعداد 50 نفر به صورت لیو...
طرز تهیه شیرینی کشمشی
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:58
دیشب تصمیم گرفتم برای مهمونای عزیزم یه شیرینی راحت و خوشمزه درست کنم و همسایه بالا خواهر شوهر عزیزم رو برای چای دعوت کنم.مممممم شیرینی کشمشی... شرینی خیلی راحت و سریع در 30 دقیقه آماده میشه و فوق العاده خوشمزس. مواد لازم : آرد 1 و 2/3 لیوان وانیل 1 قاشق چایخوری پودر قند 1 و 1/3 لیوان کره 150 گرم تخم...
منطقه آزاد جلفا
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 14:05
منطقه آزاد جلفا چند سالی هست که میزبان جمع کثیری از مسافران چه در فصل تابستان و چه تعطیلات عید میباشد
خرید از پاساز بوستان پونک
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:24
سلام امروز رفتم از پاساژ بوستان تو محله پونک غرب تهران خرید کردم.سلام دوستان این مطلبو برای اونایی مینوسم که از بازار پاساژ بوستان باخبر نیستند. این پاساز کمی بالاتر از مرکز خرید تیراژه یا همون سرزمین عجایب تو خیابان اشرفی اسفهانی واقع شده.من بخشی از سیسمونیم رو ازین بازر خریدم و خیلی هم از قیمتا را...
سیسمونی پسر قند عسلم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:24
امروز چندتا از خریدایی که برای سیسمونی کردم رو براتون گذاشتم.البته من هنوز اتاق پسرمو نچیدم. این عکس کریر پسر گلمه که از بازار شاتزه لیزه به همراه کالسکه و بیس 1500000تومان شد.مارک کالسکه و کریر گراکو هست.فروشنده به ما گفت مزیت کالسکه گراکو اینه که موادی که تو کالسکه و کریر استفاده شده طوری هست که ج...
دو کلمه با پسرم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:24
روزهای بی تو چه سخت میگذره... سلام عزیزم.این روزا خیلی یواش میگذره.دلم میخواست زودتر به دنیا میومدی تا روی ماهتو ببینم و ببیوسم.واقعا تا به حال یه همچین حسی نداشتم.گاهی به این فکر میکنم که تو شبیه کی میشی یا دوست دارم شبیه کی باشی یا نباشی.پریشب سرویس خواب شما اومد.خیلی قشنگه انگار از اونی که تو مغا...
ازمایش قند سه مرحله ای
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:24
سلام پسرم .امروز یه ازمایش قند خون دادم که خیلی خیلی خسته م کرد.از ساعت 8 صبح تو بیمارستان چمران بودم.اول از همه یه ازمایش قند خون ناشتا دادم.بد صبحانه رو خوردمو تا 2 ساع هیچی نخوردم و بعد رفتم آزمایش قند خون بعد صبحانه دادم.بعد از اون ناهار و 2 ساعت بعد رفتم دوباره آزمایش بعد ناهار دادم.تنهای تنها ...
اتاق خواب پسر گلم آروین که خیلی دوسش دارم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:23
پسرم این چند روزه حسابی سرم شلوغ بود با چیدن اتاق جناب عالی... این عکسارو فعلا از اتاقت گرفتم.البته میدونم اتاقت خیلی کوچیکه اما این در حد وسع من و پدرت بود.دلم خیلی می خواد زودتر ازین اتاق استفاده کنی.این اتاقو برات با تم کارتون پو تهره کردم و سعی کردم اکثر وسایلت با این طرح باشه ممنون که به عکسای ...
درمان دیابت بارداری
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:23
حدود 14 روز پیش آزمایش قند خونم خیلی بالا نشون داد قند خونمو....وقتی جوابو بردم پیش دکتر غدد گفتش که باید رژیم بگیری و به شدت وضعت خطرناکه .جلوی اشکامو نمیتونستم بگیرم خیلی سختم بود که به این فکر کنم که پسرم ازین بابت اذیت میشه تو دلم. خلاصه دکتر یه رژیم کم کالری به من داد.من رفتم اون رژیمو واقعا اج...
مهمونی سیسمونی پسر گلم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:23
سلام امروز فامیل و دوست و آشنا مهمون خونه ما بودن.امروز پسر گام عمه پروین،زندایی،زن عمو و عمه معصومه مامان و خانواده مامان نیلوفر و بابا وحید خونه ما مهمون بودن تا سیسمونی شما گلم رو ببینن و دور هم یه مهمونی خوب داشته باشیم. امروز خونه ما غلغله شده بود.خیلی کادو های خوشگل برات اوردن پسر گلم.به خصوص ...
31 هفتگیه پسرم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:23
سلام پسرم دیروز رفتم سونو سه بعدی.دیروز 150000 تومان فقط پول ی سی دی دادیم با پدرت.عجب دنیایی شده.اولش که رو تخت خوابیدم از دیدن تصاویر بدن و صورتت خیلی هول کردم.واقعا ترسناک بود.من و پدرت یکم ترسیدیم.مدام از دکتر میپرسیدیم که دکتر این قیافه با اون دماغ بزرگ نرماله تورو خدا اگه مشکلی هست به ما بگید....
پسر 32 هفته ایه من
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:23
سلام پسرم خیلی دلم برات تنگ شده.من دیروز از بیمارستان مرخص شدم.پسرم روزای سخت بیمارستان گذشت و روزای جدید شروع شده.این چند روز خیلی بهم سخت گذشت.تخت بیمارستان ،وضعیت ب خوابی ،هر روز 4 /5 دفعه خون میگرفتن و روزای آخر که دیگه باید به خاطر دیابت بارداری انسولین هم مصرف میکردم.خدایا همه این مساعل فدای ی...